تبليغاتX
رویش
گون و نسیم!

به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ، به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

 

سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران  برسان سلام ما را... 

محمد رضا شفیعی کدکنی
 

+ نوشته شده در هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط راحله فرخی /