تبليغاتX
رویش
دردسرهای حرفه جذاب خبرنگاری!!

چندی پیش بر اثر یک بیماری روزهایی رو در بستر بودم .روز اولی که بیماری خودش رو نشون داد به دلیل شدت ناراحتی راهی نزدیکترین بیمارستان که از قضای روزگار دولتی بود شدیم .

وارد اتاق دکتر اورژانس شدیم و او هم ضمن انجام دادن معالجات اولیه خطاب به مادرم گفت که شغل من چیه !! والده مکرمه هم از همه جا بی خبر گفت، خبرنگار !! و این یک کلمه زمینه انفجار یک آتشفشان شد !

دکتر با گفتن اینکه این خبرنگارها هستند که به خیلی از مشکلات جامعه دامن می زنند نشون داد که دل پر خونی از خبرنگارها داره .او که مرد میانسالی هم بود و به قولی سرد و گرم روزگار رو چشیده بود ادامه داد که خبرنگارها آدمهایی هستند که برای پر کردن صفحات روزنامه دست به هر کاری می زنند حتی اززیر سوال بردن شخصیت آدمها ابایی ندارند .خلاصه من حرفهاش رو از غربال رد می کنم و از اصل گفته هاش یه فاکتوربا ارقام نجومی می گیرم!

حالا تصورکنید آدمی رو که درجا همین دکتر براش سرم و چهار پنج تا آمپول نوشته با شنیدن این حرفها به چه حالی می افته!! والده درحمایت ازشغل جذاب!!!من به دکتر گفت به طور قطع تو همه مشاغل آدمهایی پیدا میشن که تو حرفه ی خودشون تخصص ندارن و باعث دردسر و بدنامی بقیه می شن. من که توانایی صحبت نداشتم با این حمایت یه کم جون پیدا کردم. دکترهم که از موج هجومی اولیه اش کم شده بود برای مادرم تعریف کرد که یکی از همکارانش با تجویزی سبب مرگ بیمارش شده بود و خبرنگارهای بدون اطلاع از علم روز! اون رو تیتر روزنامه ها کرده و باعث دردسرهای کاری برای اون دکتر شده بودند .

 خلاصه کلام اینکه مادرم که سکوت من رو حمل بر ناراحتی کرده بود برای رفع اون، به مسئولین بیمارستان مراجعه کرد تا برای این رفتاردکتر اون هم در شرایط حاد یک بیمار ، شکایت کنه که با مخالفت من برای ادامه ، جریان خاتمه پیدا کرد و نتیجه این شد که هم به این دلیل و هم به علت رسیدگی ضعیف، برای مراجعات بعدی پزشکی دیگه به دکتر ها ی دولتی مراجعه نکنم!

+ نوشته شده در سیزدهم اسفند 1386ساعت 0:48 توسط راحله فرخی /