تبليغاتX
رویش
انار
 من اناری را می کنم دانه

به دل می گویم،

خوب بود این مردم

دانه های دلشان پیدا بود

می پرد در چشمم آب انار

اشک می ریزم ..... 

 

 

اين شعر سهراب سپهري برام يادآور اين واقعيته ،‌ رنگ دنيايي كه ماها توش زندگي مي كنيم با رنگ دنيايي كه به ديگران نشون ميديم خيلي فرق مي كنه اما اي كاش انقدر دلامون با صفا بود و ما با هم رو راست بوديم كه مي تونستيم دانه هاي دلمون رو به هم نشون بديم!! 

+ نوشته شده در یکم مرداد 1387ساعت 17:41 توسط راحله فرخی /

روز پدر مبارک
حضرت فرمود:دنيا واموال آن براي سه هدف دنبال مي شود، بي نيازي ،عزت و شوكت،آسايش و آسوده بودن .
هركه زاهد باشد؛ عزيز وبا شخصيت است، هر كه قانع باشد؛‌بي نياز وغني گردد، هر كه كمتر خود را درتلاش و زحمت قرار دهد، هميشه آسوده و درآسايش است.

 

میلاد مولای متقیان حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک...  

+ نوشته شده در بیست و ششم تیر 1387ساعت 0:10 توسط راحله فرخی /

مسافرکشی یا تحلیلگر اجتماعی !!

چند روز پیش مشهد بودم، زمان برگشت تو تاکسی ،با یه حرف کوچیک درمورد زیاد شدن نرخ تاکسی با انبوهی از اطلاعات مواجه شدم که خیلی برام جالب بود.

آدم گاهی اوقات دلش می خواد یه شغل دیگه داشته باشه مثل "مسافرکشی!!"

ماجرا از اونجایی شروع شد که راننده آژانس که قرار بود ما رو به راه آهن مشهد برسونه ازدلایل گرونی تاکسی گفت و انقدر قشنگ تحلیل کرد که من ِ خبرنگار انگشت به دهان مونده بودم.

ازقصارات این راننده آژانس این بود که الان ما به ریال حقوق می گیریم اما باید به دلارخرج کنیم.

البته در مورد مسائل خارجی هم نظراتی داشت که جالبه !!

مثلاً می گفت تو کشوری مثل عراق که من 5 سال پیش اونجا بودم فروشنده های عراقی پول ایران رو وقتی برای خرید ازما می گرفتن به خاطر ارزش و قدرت خریدی که داشت رو چشمشون می گذاشتن اما تو سال جدید که ما به عتبات رفتیم نه تنها پول ایران دیگه اون ارزش رو نداشت بلکه در جا پول ما رو به صرافی می بردن تا اون رو مبادله کنن.

اون راننده درسطح خودش حرفهای جالب زیادی می زد و من رو به این نکته رسوند که نباید همیشه به شرایط اجتماعی و مشکلات و فشارهای ناشی از اون با دیده ی منفی نگاه کرد چون این شرایط تحلیل گرهای خوبی رو به وجود میاره !!!!!!

+ نوشته شده در بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 1:16 توسط راحله فرخی /

حاشیه ای امن برای درددل!

یه وقتهایی آدمها انقدرحرف برای گفتن دارن که نمیدونن کدومش رو بگن!!

اینکه توبلاتکلیفی بمونی واسه اینکه چجوری سرصحبت روبازکنی واینکه خیلی حرفها تو دلت داشته باشی اما یه معذوراتی نذاره که تو حتی یک کلمه اش رو حتی رو کاغذ بیاری خیلی سخته !

دنیای بدی شده نه؟!

اینکه مجبوری به قول قدیمی ها وقتی بین مردم هستی (حتی دوستهات ) همه اش حواست باشه که حرفت رو چند بارمزمزه کنی یعنی اینکه چی می خواهی بگی یا اینکه سیاسی حرف نزنی تا برات دردسر ساز بشه بازم سخته!!

اینکه نتونی راحت و بی حاشیه زندگی کنی ازاون هم سخت تر،اینکه مجبوری خیلی وقتها برای اطرافیانت رل بازی کنی تا ازمشکلاتت باخبرنشن یا اینکه لااقل حریم شخصیت برای خودت باقی بمونه هم ازمسائل دیگه است که مجبوری باهاش کناربیای !!

خلاصه اگه نمی تونیم خیلی چیزها رو بنویسیم یا اینکه به جاش شعر و متن میذاریم همه اش نشان از "نبودن امنیت " مخصوصاً برای ما خبرنگارها اون هم از نوع سیاسیه !!!

اما باهمه این اوصاف؛ باید زندگی رو با همه حاشیه هاش دوست بداریم چون زاویه نگاه ما ست که به زندگی هامون جهت میده.

پ.ن:همیشه فکرکن تو یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته ....

+ نوشته شده در هشتم خرداد 1387ساعت 3:29 توسط راحله فرخی /

اگر من خود را می شناختم ...
چه تلخ است

هنگامی که روبروی آیینه قرار گیرم

اما ..

نه من او را که در آیینه است بشناسم

 و نه او که در آیینه است مرا!

چه تلخ است و چه مضحک که من ،

با خویش بیگانه باشم

و قصد رفاقت و آشنایی و دوستی با دیگران کنم !

خدایا !مرا ببخش که مرتب می گویم

 من و دم از من می زنم

اما اگر من ،دم از من نزنم

و خود را نجویم چگونه به سویت ره پویم

 و چگونه به جانبت آیم

پس، من باید من باشم تا نزد تو آیم و تو را یابم !

اگر من بدانم

که چه مقام عظیم

و چه رتبت والایی دارم

هرگز خود را

به اموری نمی آلایم

که مرا

به رتبه ی پست

ساقط نمایند

همیشه در تلاش بوده ام

که به قربیت خدایم

نائل آیم

اما پیوسته بر این باور بوده ام

که تصور می کردم

خدایم در جایی است

که من باید

به او نزدیک شوم

اما امروز می دانم

که مقصود از قربیت خدایم

آن است که به او

مانند شوم

و می دانم که هر چه بیشتر

شبیه او گردم به او نزدیک تر شده ام ...

+ نوشته شده در هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:33 توسط راحله فرخی /

گون و نسیم!

به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ، به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

 

سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران  برسان سلام ما را... 

محمد رضا شفیعی کدکنی
 

+ نوشته شده در هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط راحله فرخی /

بهترین دوست!!
گنجشک به خدا گفت:لانه ی کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی ام ، سرپناه بی کسی ام ،طوفان تو آن را از من گرفت!کجای دنیای تو را گرفته بود؟

خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود ،تو خواب بودی ،باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ،آنگاه تو از کمین مار پر گشودی !

چه بسیار بلاها ،که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!

بهترین دوست کسی که با تغییر روزگار تغییر نکند.

+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:46 توسط راحله فرخی /

سال نو مبارک!
زندگی را دور بزن، آن گاه که بر اوج بلند ترین قله ها رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن که پایت را خراشیدند.

یک سال دیگه هم گذشت با همه تلخیها و شیرینیهاش با تمام مشکلات و...اما قسمت مهم این گذشتن اینه که ما آدمها چقدر تو سالی که گذشته تونستیم تو زندگیهامون تغییرات خوب ایجاد کنیم و برای رسیدن به هدفهای بلند زندگیمون گام برداریم.
یکی از مواردی که همیشه ما خبرنگارها پیگیری می کردیم این بود که،دولت چقدر برنامه چهارم توسعه و سند چشم انداز و خلاصه برنامه بلند و میان مدت کشور رو انجام داده ، برنامه های مجلس هشتم قرار چه شکلی رقم بخوره و ...اما واقعاً نمیدونم چند درصد از خود ما برای برنامه های بلند و حتی کوتاه مدت زندگیمون وقت گذاشتیم، اینکه تا به حال به اون چیزهایی که تو زندگی و یا حداقل تو کارمون می خواستیم رسیدیم؟!چقدر این هدف دغدغه فکری ما بوده ؟! تا به حال یه فلش بک به گذشته کاری زدیم تا ببینیم کجای کاریم ؟اصلاً عرصه مطبوعات که جایگاه اصلی ماست چه پیشرفتهایی داشته و ما چقدر به علم روز توی این عرصه دست پیدا کردیم!
من تو سال گذشته تمام تلاشم رو برای این که تو کارم تخصصی و حرفه ای کارکنم انجام دادم اما همیشه رشته هایی نامریی!! (که بعضی از اونها ناشی ازعوامل محیطی بودند ) من رو از رسیدن به مطلوب نهایی بازداشتند.البته من همیشه معتقدم هر چقدر دستها و قدرتهایی بزرگ وجود داشته باشند که ما آدمها رو ازرسیدن به خواسته هامون بازنگه دارن اما "قدرت درونی " ما ازهمه عوامل بیرونی قویترند و ما انسانها باید یادمون باشه که اشرف مخلوقاتیم یعنی "هر آنچه را که بخواهیم می توانیم به دست آوریم" .
اگه می خواهیم به خط پایانِ هدفهای مهم زندگی برسیم کافیه اونها رو برای خودمون نشانه بگیریم و هر روز با یه فکرمثبت برای رسیدن بهشون حرکت کنیم.
همیشه موانعی هست که در این بین پای راهوار هدف ما رو خلیده و آزرده می کنه اما وقتی به شیرینی رسیدن به نوک قله فکر کنیم این تلخیها رنگ می بازه .

همیشه کامتون شیرین.


 

+ نوشته شده در هشتم فروردین 1387ساعت 19:31 توسط راحله فرخی /

دردسرهای حرفه جذاب خبرنگاری!!

چندی پیش بر اثر یک بیماری روزهایی رو در بستر بودم .روز اولی که بیماری خودش رو نشون داد به دلیل شدت ناراحتی راهی نزدیکترین بیمارستان که از قضای روزگار دولتی بود شدیم .

وارد اتاق دکتر اورژانس شدیم و او هم ضمن انجام دادن معالجات اولیه خطاب به مادرم گفت که شغل من چیه !! والده مکرمه هم از همه جا بی خبر گفت، خبرنگار !! و این یک کلمه زمینه انفجار یک آتشفشان شد !

دکتر با گفتن اینکه این خبرنگارها هستند که به خیلی از مشکلات جامعه دامن می زنند نشون داد که دل پر خونی از خبرنگارها داره .او که مرد میانسالی هم بود و به قولی سرد و گرم روزگار رو چشیده بود ادامه داد که خبرنگارها آدمهایی هستند که برای پر کردن صفحات روزنامه دست به هر کاری می زنند حتی اززیر سوال بردن شخصیت آدمها ابایی ندارند .خلاصه من حرفهاش رو از غربال رد می کنم و از اصل گفته هاش یه فاکتوربا ارقام نجومی می گیرم!

حالا تصورکنید آدمی رو که درجا همین دکتر براش سرم و چهار پنج تا آمپول نوشته با شنیدن این حرفها به چه حالی می افته!! والده درحمایت ازشغل جذاب!!!من به دکتر گفت به طور قطع تو همه مشاغل آدمهایی پیدا میشن که تو حرفه ی خودشون تخصص ندارن و باعث دردسر و بدنامی بقیه می شن. من که توانایی صحبت نداشتم با این حمایت یه کم جون پیدا کردم. دکترهم که از موج هجومی اولیه اش کم شده بود برای مادرم تعریف کرد که یکی از همکارانش با تجویزی سبب مرگ بیمارش شده بود و خبرنگارهای بدون اطلاع از علم روز! اون رو تیتر روزنامه ها کرده و باعث دردسرهای کاری برای اون دکتر شده بودند .

 خلاصه کلام اینکه مادرم که سکوت من رو حمل بر ناراحتی کرده بود برای رفع اون، به مسئولین بیمارستان مراجعه کرد تا برای این رفتاردکتر اون هم در شرایط حاد یک بیمار ، شکایت کنه که با مخالفت من برای ادامه ، جریان خاتمه پیدا کرد و نتیجه این شد که هم به این دلیل و هم به علت رسیدگی ضعیف، برای مراجعات بعدی پزشکی دیگه به دکتر ها ی دولتی مراجعه نکنم!

+ نوشته شده در سیزدهم اسفند 1386ساعت 0:48 توسط راحله فرخی /

حسین(ع) زنده جاوید!

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر "حسین (ع)" می گریند که آزاد زیست.

دکتر علی شریعتی

 

 

+ نوشته شده در سی ام دی 1386ساعت 22:23 توسط راحله فرخی /

عید ولایت علی (ع) مبارک
نازد به خودش خدا که حیدر دارد

دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد

این عید شادی آفرین بر همه شما مبارک

+ نوشته شده در هشتم دی 1386ساعت 16:10 توسط راحله فرخی /

جرعه ای هوای آزاد !!

 

 

نمیدانم تا به حال حس کرده ای" خفقان" گریبان نفسهای شمرده ات را گرفته و بر ابعاد ناب ترین لحظات زندگی ات سایه انداخته است. 

احتیاج به هوای آزاد داری تا این احساس خفه آور را ازنفسهای پاکی که حق توست برهانی ، اما با گشودن تمامی پنجره ها نیز تفاوتی احساس نمی کنی ، اگر قوی و استوارباشی نا امید نمی شوی، تلاشت را مضاعف می کنی ، خود را به نزدیکترین پنجره می رسانی ، ازقفسه سینه خود را به بیرون از پنجره می کشانی تا بلکه نفس های به شماره افتاده ات را نظم ببخشی و به جای خود بازگردانی .. اما دریغ !! تو همچنان درکمند اسارت "خفقان ایجاد شده "هستی ...

 لایه های وجودی درونت را که جبر زمانه لبریز از زنگارکرده نیاز به صیقل "هوای آزاد" دارد،

سلولهای مغز در این "خفقان محیط" عنصر حیات می طلبند و اینک که تهی ازعنصرماندن شده ای  برای بقا نیاز به "هوای مطبوع و آزاد " داری .

زمان به سرآمده .. دیگر نمی توان ادامه داد ..سلولهای عصبی  فرمان حمله به حنجره را می دهند تنگ و تنگ تر.. مخچه که روزگاری تعادل نامتعادل روزگارت را حفظ می کرد آسیب دیده است و نمی تواند این روزگارتیره را سیاهتر نکند ، درحال سرگیجه ای ... تمام عضلاتت در حال انقباض است ..

نیاز به نفس هایی داری که ژرفای وجودت را از اینهمه آلودگی برهاند هر چه بیشتر تلاش می کنی کمتر نتیجه می گیری !! رنگ رخسارت به کبودی گراییده و تو برای نوشیدن یک جرعه هوای ازاد به هرشکل ممکن تلاش می کنی .

 پس کجاست " هوای آزادی" که درون تیره را از اینهمه آشفتگی برهاند؟ کجاست هوایی که همه ازآن دم می زنند اما فقط بازدم نامطبوع آنرا استنشاق می کنیم ؟ کجاست فضای گسترده ای که حتی به اندازه اتمی "رهایی " در آن یافت نمی شود؟

چه باید کرد؟

باید دراین هوای انزجارآمیز به نفس کشیدن ادامه داد و هر روز برای " بودن " در عین نیستی نفس های  آلوده کشید  یا اینکه برای داشتن لحظه ای " هوای آزاد"  برای بودن حتی نبود؟؟

+ نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1386ساعت 23:46 توسط راحله فرخی /

و همین درد مرا سخت می آزارد!
من نمی دانم

ـو همین درد مرا سخت می آزاردـ

که چرا انسان ، این دانا

این پیغمبر

در تکاپوهایش:

-چیزی از معجزه آن سوترـ

ره نبردست به اعجاز محبت،

چه دلیلی دارد؟

چه دلیلی دارد

که هنوز

مهربانی را نشناخته است ؟

و نمی داند در یک لبخند،

چه شگفتی هایی پنهان است !

من بر آنم که درین دنیا

خوب بودن ـبه خداـ سهل ترین کار است

و نمی دانم ،

که چرا انسان،

تا این حد،

با خوبی،

بیگانه ست.

و همین درد مرا سخت می آزارد!!

+ نوشته شده در دهم آذر 1386ساعت 2:4 توسط راحله فرخی /

سهام عدالت وعدالت محوري دولت نهم
طرح واگذاري سهام عدالت كه با اهداف بسيار مهمي نظير توزيع متعادل‌تر ثروت و درآمد؛ تسريع در روند خصوصي‌سازي؛ افزايش ثروت و ايجاد درآمد دائمي براي خانوارهاي ايراني؛ كاهش تمركز مالكيت دولت و انتقال مالكيت به عموم مردم؛ در اساسنامه آن به رشته تحرير درآمده است و زماني از پروسه پيش نويس بودن خارج و به مرحله عمل نزديك شد كه به عنوان وسيله اي در دست دولتمردان براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري قرار گرفت.
در اين طرح كه قبل از روى كارآمدن دولت خاتمى با عنوان طرح گسترش مالكيت فراگير انجام شد، راهكارهايى براى واگذارى دارايى هاى دولت به عموم مردم به صورتى كه هرايرانى بتواند طى يك دوره يك ساله عرضه سهام، به مبلغ معينى سهام خريدارى كند، ارائه و تحقيقاتى پيشنهاد شد كه در يك دوره سه ساله سهام خريدارى شده غيرقابل فروش تعيين شود.
پس از عدم اجراى اين طرح در دولت اول ودوم سيدمحمد خاتمى، طرح واگذاري سهام عدالت به اقشار محروم، با توجه به شرايط انتخاباتى دور نهم انتخابات رياست جمهورى ورقابت نزديك نامزد هاي انتخاباتي با درنظر داشتن مهم ترين خواسته مردم از رييس جمهوري آينده ، يعني فقرزدايي و بهبود اوضاع اقتصادي، آنها را برآن داشت تا با ارائه طرح هايي نوين براي كاهش فاصله طبقاتي سعي درجلب آراء بيشتر كنند.  
اما افرادي كه قراربود ازطرح سهام عدالت به عنوان پلكان ترقي خود استفاده كنند راي نياورده و طرح واگذاري سهام به اقشار محروم به دولت نهم سپرده شد.
دردولت نهم نيزبا توجه به شعارعدالت محوري ورفتاربه شيوه علوي براي نگرش نسبت به اقشارمختلف، نزديك به دوسال است كه اجراي طرح سهام عدالت در دستوركار قراردارد اما همچنان در مرحله گذر از مقدمات قرار گرفته است.
سهام عدالت علاوه براينكه ازحجم دولت كم مي كند مي تواند ابزار مؤثري براي جلوگيري ازايجاد شكاف هاي درآمدي ميان اقشار مختلف جامعه وكمك به توزيع عادلانه مالكيت و به تبع آن درآمد در كشور باشد، از اين حيث سهام عدالت مي تواند زمينه اي براي دستيابي به خصوصي سازي شود. تصميم گيري درباره سهام عدالت به نوعي مبارزه با فقر است و هدف اصلي ازاجراي آن نيزكاهش مشكلات افراد كم بضاعت جامعه مي باشد كه نبايد به عنوان وسيله اي براي دستيابي به اهداف سياسي و شعاري براي

تبليغ دولتمردان تبديل شود.
بنابراين اجراي موفق اين طرح نيازمند شناخت اقتصادي و اجتماعي از وضع موجود است و براي اينكه واقعاً اين واگذاري ها انجام شود و تنها طرحي شماتيك از يك ماكت عدالت محور نباشد و نيز منطبق برخصوصي سازي شكل گيرد، گام نخست شناسايي اقشارآسيب پذير و دهك هاي پايين در آمدي است كه هنوز به طور كامل اين گروه كه بايد در اولويت واگذاري ها قراربگيرند مشخص نشده اند.
از پيش، دولت نهم قصد بر هدفمند سازي يارانه ها داشته كه براي اين امر نيازمند به شناسايي گروه هاي آسيب پذير است اما اين مسئله تا به اكنون به طور کامل محقق نشده است.
در حال حاضر بيش از20درصد شركت هاي دولتي زيان ده هستند كه با توجه به وابستگي آنها به بدنه دولت، اين مسئله مشكل ساز نمي شود در حاليكه چنانچه اين شركت ها به عنوان سهام در دست مردم قرار گيرند نه تنها ثروتي براي آنها محسوب نمي شود بلكه بار خاطري نيز بر دوش آنها خواهد بود.
ما زماني از واگذاري سهام عدالت به اقشارضعيف و كم در آمد مي توانيم سخن بگوييم كه بدانيم درامرخصوصي سازي در كدامين نقطه از اين مركز گذار از پيمايش دولتي به خصوصي به سر مي بريم.
بنابه نظر برخي كارشناسان واگذاري سهام عدالت ، مي تواند خصوصي‌سازي را در كشور حداقل 10 سال زود ترميسر كند و سهام عدالت درمرحله نخست بايدازطريق خصوصي سازي واگذارشود، اما هنوز واگذاريهاي بخش دولتي به خصوصي بر مبناي اصل 44با توجه به اهميت بالاي آن و پس از دو سال با لايحه اي سرگردان روبه روست، پس چگونه مي توانيم ازواگذاري سهام عدالت به مردم سخن بگوييم ؟
هنگامي كه هنوز مسئولان نظام بارها اعلام مي كنند كه براي واگذاري شركت هاي مشمول اصل 44 و حركت به سمت خصوصي سازي در ميان رده هاي بالاي مديريت كشورسليقه اي عمل مي شود و ما هنوز قانون مشخصی براي اين كه چگونه بايد امرخصوصي سازي را كه از بنيادي ترين اهداف يك كشور به سمت توسعه صنعتي است نداريم، آيا مي توان از نظام مند بودن چنين واگذاري هايي سخن گفت؟
چنانچه پروسه واگذاري ها 50 سال به زمان احتياج داشته باشد آيا بر مبناي اساسنامه آن براي اقشار كم در آمد ثروتي را به ارمغان خواهد آورد؟
در هر صورت توزيع سهام عدالت بين اقشار كم درآمد جامعه در راستاي چشم انداز 20 ساله نظام جمهوري اسلامي و سياست هاي كلي برنامه چهارم توسعه است كه مي تواند تاثير فوق العاده اي در از ميان برداشتن حاشيه نشيني وناهنجاري هاي اجتماعي داشته باشد، اما متاسفانه نامناسب بودن توزيع آن و عدم شناخت نسبت به افرادي كه بايد اين سهام به آنها داده شود و نامطلوب بودن زمان بندي آن، اثرات سوء بسياري بر اين وا گذاري ها گذاشته كه اثر بخشي مطلوب آن را از بين برده است.

 

 

+ نوشته شده در سوم آذر 1386ساعت 13:25 توسط راحله فرخی /

روستای ماهی رود در رویای دریا

http://t.assadi.googlepages.com/jB8xcb1.jpgنمیدونم می تونی این صحنه رو مجسم کنی که وقتی یه ماهی از تنگ آبش بیرون می افته شروع به تلاش می کنه تا شاید لحظاتی بیشتر زنده بمونه. دهانش رو باز و بسته میکنه و میخواد که اکسیژن بگیره اما بی فایده است، تو لحظات آخر هم محکم دمش را بالا و پایین می کوبه به این امید که شاید کسی از اونجا گذر کنه و صدای کوبیده شدن جسم نحیفش رو با زمین خشک و خشن بشنوِ و یا حال رقت بار اون رو ببینه و دلش به رحم بیاد اما ... شاید هم سالهای سال کسی از اونجا گذر نکنه و حتی خاطره لحظات جون دادن ماهی هم به ذهن کسی خطور نکنه ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم آبان 1386ساعت 10:2 توسط راحله فرخی /

جایی که عرب نینداخت!!

 

 اون روز خیلی خسته بودم ، با سختی هر چه تمام بلند شدم برای اینکه رییس جمهوری به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید می خواست تو دانشگاه تهران سخنرانی کنه و من هم که خبرنگار حوزه دولت هستم باید به این برنامه می رفتم ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در نوزدهم مهر 1386ساعت 14:40 توسط راحله فرخی /

لایحه نخ نمای "مدیریت خدمات کشوری"

امروز هم مطابق هر دو هفته که شورای نگهبان برنامه داره به اونجا رفته بودم. استرس خیلی زیادی تو راه داشتم طوری که یه مسافت نسبتا ْ طولانی رو به خاطر اینکه ترافیک شدیدی بود دویدم !!آخه من عادت دارم همیشه تو این نشستهای خبری جزء نفرات اولی باشم که برسم تازه مثل بچه مثبت ها همیشه نزدیکترین صندلی رو هم نزدیک به جایگاه انتخاب می کنم .این عادت رو از دوران تحصیلم دارم اینجوری راحت تر مطالب رو متوجه می شم و کمتر استرس دارم.

امروز محور اصلی حرفهای دکتر کدخدایی در مورد "لایحه مدیریت خدمات کشوری " بود.چند وقتیه که من جریانات این لایحه رو دنبال می کنم و همیشه یه سوالم از سخنگوی شورا ی نگهبان در مورد آخرین اتفاقات مربوط به این لایحه است ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهاردهم مهر 1386ساعت 15:56 توسط راحله فرخی /

مهجوريت بخش تعاون خاتمه مي يابد؟

در اجراي سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي، سهم هريك از بخشهاي خصوصي، تعاوني و دولتي ازفعاليت هاي اقتصادي كشور تعيين شده است.در اين راستا روند حركت فعاليت هاي بخش دولتي دراين قانون به گونه اي برشمرده شده كه سهم بخش دولتي فقط به سمت اعمال حاكميت، نظارت برعملكرد صحيح سايربخش ها و مديريت بربخش هاي غير قابل واگذاري نظيرمجموعه هاي مادركه درصدر اصل 44 يادشده، مي باشد...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پانزدهم شهریور 1386ساعت 11:0 توسط راحله فرخی /